معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 13

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و آنكه بر جانب جنوب است و به راه سجستان و هندوستان از آن طرف روند « درب فيروزآباد » گويند . و بر ديوار شمالى ده دروازه است : يكى كه تردد مردم بر آن زياده است آن را : « درب ميدان » و « درب برامان » و « درب ملك » نيز خوانند ، و يكى ديگر بر شرقى اين دروازه قريب بگوشهء شهر است آن را « درب قپچاق » خوانند و به غير از اين درب چهار در ديگر از هركدام كه درآيند متصل بازار باشد تا ميان شهر كه چهار سو است ، و بر هر دروازه چندين در بزرگ آهنين نشانده ، ما بين دروب مسافتى بطريق اشتر گردن بر يكديگر گشته ، و برروى خندق پل بسته . عرض ديوار شهر در قديم كه بنياد نهاده‌اند شصت گز بوده سى گز مرتفع گردانيده بعد از آن فصيل و مقابله از خاكريز جدا كرده هر ديوارى دو هزار گز و كسرى است و دور و بيرون خندق فرسنگى گيرند ، و ما بين دروازه تا گوشهء شهر بر روى ديوار برجها نهاده‌اند ، و چهار برج بزرگ بر چهار اركان دارد و برجى كه بر ديوار شرقى است آنكه بجانب شمال است « برج على اسد » گويند و آنكه بر طرف جنوبست « برج حريق » و دو برج كه بر ديوار غربيست آنكه بجانب شمال است « برج خاكسترى » خوانند و آنكه بجانب جنوبست « برج شمعانيان » گويند ، و بر ديوار شمالى آنشهر قلعهء عليحده كه ملك فخر الدين در زمان پادشاه عادل غازان خان آن را از خشت خام بر روى خاك برآورده بود و بمرور زمان مدروس و مطموس گشته حضرت سلطنت شعارى در شهور سنه عشر و ثمانمايه ببناى حصن حصين رسين ، و تسديد اساس قلعه منيع رفيع كه در استوارى با سد سكندر دعوى برابرى بىتصلف برترى نمايد اشاره فرمود ، و در همان موضع از سنگ و آجر قلعهء بنياد نهاد بتكلف هرچه تمامتر ، در ما بين دو سال با تمام رسيد ، يكدر قلعه در اندرون شهر و يكدر ديگر در بيرون . مؤلف را قطعه‌ايست در صفت عمارت و تاريخ آن ، و مدح حضرت سلطنت شعارى و فرزندان خلد اللّه تعالى ملكه ، كه بعضى از آن ابيات بر كتابه قلعه بكاشى نوشته شده است :